تحشیه ای بر فیلم انتخاباتی دکتر محمد رضا عارف
تحشیه ای بر فیلم انتخاباتی دکتر محمد رضا عارف
وقتی "اعتباربخشی" به مسائل و پدیده هایِ هنری ، فرهنگی و فکری به واسطه های بیرونی محول می شود ، خودِ امر اعتبار مخدوش می شود . هر صورت یا جمع بندی ِ فکری و معنامند ابتدا باید که ماهیتن و در درونِ ساز و کارهایِ درون سیستمیِ خود ، خود را به اعتبار و تحمیلِ به بیرونیات آن جمع و صورت برساند و بعد به انتظار الصاق شدن اعتبار های بیرونی به آن اعتبار اکتسابی از خودش باشد . اعتبار با حقنه شدن واسطه ها ، تبدیل به ثانویت ِ آن واسطه می شود ، تا زمانی که آن میانجی هست اعتبار هم تق و لق سر پا نگه داشته می شود و هر وقت که غیابِ آن میانجی (به هر دلیلی) اتفاق افتاد اعتبار هم مشروعیت خود را از دست می دهد ، چرا که اقبالِ شخصیتی و خودخواهی ایدئولوژیک خود را نه از داشته های ذهنی و پراکسیسِ درونی که از تحمیل و بزک کردن ظاهریِ "اعتباربخشی" به استقبالات و امکانات بیرونی می خواسته بسازد . سوبژکتیویته ی هر امر فکری و اجتماعی ای نا چارن باید در همگونی ِ ارتباط و بهینه سازی ِ ارتباطِ مداوم خود با دنیای ابژکتیوِ ماحصل یا در حصولش ، موجد اعتبار و بر ساختن شخصیت و جمع نهایی ِ آن امر فکری_اجتماعی بشود . و از همانجا با تحمیل اتوریته های خود ، پیرامون هم فکر یا هم راستا یا نزدیک به خود را ، به "اعتبار خود" جذب کند به نحوی که تلقی حقنه شدن آن اعتبار به آن پیرامون به کلی محو شده که حتی "اعتبار"ِ از درون نضج یافته با فیگوری منتقد منشانه و انتقادپذیرانه سینه ای وسیع برای هر ساز و هوایی فراخ کند که می خواهد با منطق درونیِ او (و البته با مد نظر قرار دادن قوانین درون سیستمیِ آن منطق) وارد تعامل شود .
دیشب که فیلم تبلیغاتی آقای عارف را نگاه کردیم بی شک خیلی های مان سئوال کردیم پس چرا نه عکسی و نه تصویری و نه سخنی از خاتمی یا هاشمی نبود . آقای عارف با اینان که حتمن فیلم ها و عکس های فروانی برای رو کردن داشته . پس چرا در فیلم یک کاندیدای مدعی اصلاح طلبی اصلن از حضور خاتمی استفاده نمی شود (هاشمی هم به همین منوال البته) . پاسخ شاید در همین مقدمه ی کوتاهی است که عرض کردم ، آقای دکتر محمد رضا عارف و احتمالن سازندگان فیلم تبلیغاتی ایشان برای اعتباربخشی به ادعای اصلاح طلبی ِ خود (که نکته ی موکد فیلم هم بود) به واسطه های بیرونی ِ الگو شده رجوع نکردند بلکه تمام قد در حرف ها و در کادر های گرفته شده ی دوربینِ فیلمشان که دایره ای از دانشجویان و مردم و مصاحبه کننده بود مشی و شعور اصلاح طلبی ِ خود را به رخ کشیدند (البته با همان رمق و سیاقی که خود به آن معتقدند) ، در رفتار و حمایت همسرشان برخوردی مدرن را به رخ کشیدند و با انداختن داوِ ایده ها و ایدئولوژی های سیاسی اجتماعی و اقتصادی شان اعتبار فکر و عرصه ی پراکسیستی ِ آن فکر را نمایاندند . برای کسب اعتبار و تبلیغ از همین جا شروع کردند ، سرراست ترین مسئله ها را صورت بندی کردند ، برنامه های اصلاحی یا پایبندی ِ به اصول را برای آن صورت مسئله ها به راستی آزمایی گذاشتند و به سیاق خاتمی که می گفت "زنده باد مخالف من" با پیشنهاد جلسه به منتقدان برنامه های خود ، آنان را نیز پیشاپیش دعوت به تعامل و آشتی کردند و صد البته توپی خوش رنگ و خال را در زمین بعضی ها انداختند .
همه ی کاندیداهای دیگر از رهبر انقلاب گرفته تا دیگر چهره های همفکر خود را در فیلم شان بازی دادند و به دلالی ِ همان ها دنبال اعتبار و تبلیغ رفتند . بد هم نیست ، اما دوستی می گفت تاریخ این مملکت نشان داده خیلی از این واسطه ها و حامی ها یک باره رودرروی دوستان و "اعتبار"ها ایستاده اند و از مشی ِ دوست قدیمی شان اسم و جریانی مخالف برای خود ساخته اند تا در تاریخ 40 ساله ی بعد از انقلاب شاهد حمایت ها و رو گردانی های همزمان زیادی باشیم از چهره های سیاسی ِ محبوب دیروز و منفور امروز . البته این حرف به معنی ِ این نیست که احیانن آقای خاتمی با عارف زاویه ای دارد یا پیدا خواهد کرد یا آقای هاشمی و دیگران . که در جبهه ای واحد بودنِ اینان و در اکثریت قرار گرفتن ایده ها و همکاری هایشان (به اثبات آرای خاتمی و استقبال از هاشمی و بیرون ریختن جمعیت میلیونی ای که برای نخست وزیر ِ امام خمینی سر و دست شکستند) مطمئنن در تاریخی دراز اینان را در کنار هم و نه در برابر هم نگاه می دارد . مقصود حرف من جایی دیگر و در تلمیح قرار دادن برخی دوستان دیروز و دشمنان امروز است . به هر رو ، خیلی از دوستان مدعیِ میانه روی و اصول گرایی پیش و بیش از آنکه اعتبار و استعلای آرای شان را در افکار و برنامه های شان نضج دهند ، برای تبلیغ خود با حقنه کردن چهره های همفکر و سوپر استار ، فیلم هایشان را با بزک های آنچنانی خواستند چشم گیر و دل گیر کنند ، گفتم که بد هم نیست ، شاید حتی جواب هم دهد ، اما چسباندن بیرونیات ایده ها به اعتبار ایده ها ، خودِ اعتبار را به پشت پرده می کشاند . کاری که دکتر محمد رضا عارف نکرد . از میان اصالت لهجه ی یزدی و محل کار زنش خط فکری خود را جستجو کرد . با نشان دادن بی نیازی از شرکت در چنین عرصه ای ، فداکاری و احساس مسئولیت ش را نشان داد . چرا که خود استاد دانشگاه است و همسرش هم که دکتر پوست _ حتمن چنین خانواده ای می تواند زندگی ِ بی درد سری برای خود تراش دهد _ حداقل بی درد سرتر از سئوالات دقیق و چالش برانگیز دانشجویان و مدرمی که از کاندیدای شان می پرسند و حق هم دارند که سر راست ترین صورت مسئله ها را در ساده ترین شکل قابل حلش بشوند ، بر اساس امکانات موجود برای حلالی و اصلاح ، محق تر هم هستند که جواب هایی بگیرند این چنین برآمده از درونِ ساز و کارهایِ درون سیستمیِ آرمانی که اعتباری مستقل و بی هیچ الصاق شده گی ای را با خود حمل می کند اعتباری که اولین قدم پراکسیستی اش همین مجاب شدن ِ آقای دکتر بوده برای شرکت در انتخابات .
سردار شمس آوری
فكر نكنم زياد مهم باشد كه 27 ارديبهشت ماه سال 1362 در مهاباد ...